مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

854

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

من اميد هيچ حيله‌اى را ندارم / تنها آرزومندم كه روز شمار بر ايشان فائز شوم [ 1 ] . فتح مداين چون مسلمانان بر عراق چيره شدند و به ساباط رفتند ، يزدگرد گنجينه‌هاى زر و سيم و گوهر و اسلحهء خويش را برگرفت و پلها را بريد . و كشتيها را آماده كرد و درهاى مداين را بست . گروهى از ايرانيان نزد سعد رفتند و او را از نقطه‌اى از دجله كه گودى كمى داشت و ديلسا نام داشت آگاه كردند . او چهارصد سوار برداشت و به دجله درآمدند و از فرضه ( سوراخى كه كشتى از آن مىگذرد ) عبور كردند . از ايشان به جز يك تن هيچ كس غرق نشد و كشتيهايى را كه براى يزدگرد فراهم شده بود گرفتند و مسلمانان را عبور دادند و سعد مدت هفت ماه ايشان را شهربندان كرد . چون كار بر ايشان سخت شد ، مقدارى از اموالشان را كه سبك بود برداشتند و يزدگرد به سوى حلوان رفت . خرزاذ بن هرمز را در جلولا جانشين خويش كرد تا اگر اعراب به وى پيوستند ، با گروه بسيارى كه همراه او بودند ، از وى دفاع كنند . سعد مداين را فتح كرد و آنچه از اموال باقى مانده بود ، از ظرفهاى زرين و سيمين چهارصد بار ، نصيب او گرديد . آنها را با اسيران بسيار نزد عمر فرستاد . عمر دستور داد كه آنها را در صحن مسجد ريختند و مسلمانان را گرد آورد و گفت : « آيا پيامبر خدا به شما راست نمىگفت كه گنجهاى كسرى و قيصر در راه خداوند انفاق خواهد شد ؟ » سپس به ياره‌هاى كسرى نگريست . به سراقة بن مالك گفت : « تو را به خدا سوگند كه برخيز و آن ياره‌ها را در دست خود كن . » و دستهاى او پر موى و لاغر بود . پس عمر گفت : راست گفت پيامبر خدا كه گفت : « گويى من ياره‌هاى كسرى را در دو دست

--> [ 1 ] در حاشيه به خط تازه‌ترى آمده كه : « اين مطلب مخالف است با آنچه در كتب تواريخ آمده است . فتح مداين ماهها بعد از فتح قادسيه بود ، سپس بعد از دو يا سه سال از فتح مداين بود كه سعد كوفه را به فرمان عمر حدودش را مشخص كرد و لشكر را در آنجا نشيمن داد و اين كار به علت تغيير مزاج و اخلاق اعرابى بود كه در مداين بودند و شكوهء ايشان به عمر ( متن : « سلواهم ذلك الى عمر » و هوار « سؤالهم » خوانده و مترجم ترجيح مىدهد كه « شكواهم » باشد به خصوص با وجود « الى » در عبارت كه « شكى الى » مناسبتر و صحيحتر از « سئل الى » است كه گويا استعمال ندارد ) كه وى در اين هنگام منزلگاهى براى ايشان برگزيد ( « قام بار تبار » در اصل ) كه با مزاج ايشان سازگار باشد . و ايشان جايگاه كوفه را برگزيدند و آنجا را شهرى بنا كردند .